تبليغاتX
یک وبلاگ کاملاً بی کلاس

یک وبلاگ کاملاً بی کلاس

اَجّرز

مقدمه:

راستش را بخواهید خیلی وقت بود فکر می کردم خلاف جوانمردی است که دائم بیایم اینجا و نوشته ها را بخونم و لبخندی بزنم یا قری نثار کنم که چرا مطالبش فلان است و بهمان نیست و خودم هیچ کمکی نکنم. شکی ندارم که من نمی‌توانم با نوشته‌های خوب اینجا رقابت کنم و چنین قصدی هم ندارم. فقط ادای دینی است به لحظات خوشی که این صفحه برایم فراهم کرده است.

عمه‌ی داوود


چند روز پیش ها يکی از دوستان عکس‌هایش را از سفر به بلاد فرنگ نشانم می داد. در میان عکس‌ها این یکی که در زیر می‌بینید نظرم را جلب کرد:

پرسیدم این عکس چه چیزی را نشان می‌دهد؟ گفت این نشانه‌ی یکی از امتیازات مردان نسبت به زنان در دیار کفر است. پرسیدم چطور؟ گفت طرف راست صف دستشویی زنانه است با چهره‌های درهم‌رفته‌ی منتظر. در طرف چپ نشانی از صف مردها نیست و جز دو نفر که منتظر بستگان خود در صف زنانه هستند فقط آقایی را می‌بینیم که شاداب و خندان از قسمت مردانه بیرون می‌آید. دلیل این تفاوت صف‌ها را که پرسیدم گفت در دستشویی‌های مردانه معمولاً آبریزگاه مردانه وجود دارد که مردان به صورت ایستاده کار خود را انجام می دهند و سریع بیرون می‌آیند. این آبریزگاه، که شرح و تفصیلاتش را در اینجا می توان دید، ما در میهن اسلامی نمی‌توانیم داشته باشیم چون ظاهراً در شرع مطهر ایستاده ادرار کردن نهی شده است. جز در رساله‌های عملیه، این نهی و استنادات آن را می توان در اینجا دید. آبریزگاه مذکور بیشتر مشکلات مربوط به ترشح را حل می‌کند. البته جماعت کفار اخیراً تمهیداتی هم برای بانوان اندیشیده‌اند که شرحش را می توان در اینجا خواند.
یک چرخی در اینترنت زدم و دیدم نه! این موضوع خیلی هم ساده نیست و برای خودش  داستانی مفصل دارد. 9 تا از این داستانهای مفصل را به صورت خلاصه با هم مرور می‌کنیم:

1. بنا به نوشته‌ی این آقا در ایران پیش از اسلام هم چنین نهی‌ای وجود داشته است. من که کتاب دکتر تفضلی را دم دست ندارم فعلاً این نقل را می‌پذیرم تا خلافش ثابت شود هرچند که شماره ی صفحه منبعش را نداده است.
2. حاج آقا محسن رفیق دوست در اینجا ایستاده ادرار کردن را اولین منطقه الفراق اسلام و نفاق می‌داند و می‌فرمایند: "اولین کار مجاهدینی که می خواستند چپی بشوند «ایستاده ادرار کردن» بود." این نکته را در کتاب تألیف موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی ایران، یعنی اینجا هم می توان دید که "از اصرارهایی که داشتند٬ یکی سرپا ادرار کردن بود که به صورت عامل مشخّصی برای کمونیست ها درآمده بود."
3. در اینجا می توان دید که ایستاده ادرار کردن تبعات مادی ناگواری برای هنرمندان میهن اسلامی به همراه دارد زیرا رئیس انجمن صنفی عکاسان خبری فرموده‌اند: "دولت اسلامی نباید به هنرمندانی که ایستاده ادرار می کنند و در اروپا کشف حجاب می کنند کمک کند و در امور هنری آنان را طرف مشورت قرار دهد. این حق مسلم هنرمندان مسلمان و مذهبی است که از کمک های دولت و بودجه بیت المال استفاده کنند و نه دیگران که هیچ اعتقادی به نظام و انقلاب ندارند."
مثل اینکه مرز اسلام و کفر هم در همین حوالی است.
4. خوب اگر مرز کفر و نفاق با اسلام یک جورهایی با این عمل قبیحه مربوط باشد، طبیعی است که شورای نگهبان برای تأیید صلاحیت داوطلبان خدمت به اسلام و مسلمین به این مسئله حساس باشد. در اینجا می توان دید که یکی از نمایندگان سابق از اینکه دوستش نماینده سابق کرج به این دلیل رد صلاحیت شده بسیار گله‌مند است.
5. برای کسانی که دغدغه‌ی آبروی کشور در نزد مهمانان کنفرانس‌های خارجی را دارند ، موضوع جزو تفاوت‌های بنیادین فرهنگی است: "در فرهنگهای مختلف عادتهای متفاوتی برای استفاده از سرویسهای بهداشتی وجود دارد. به دو دلیل باید به این عاداتت احترام گذاشت: اول میهمان نوازی و دوم تمیز ماندن سرویسها. در ضمن باید توجه داشت که عوض کردن این عادتها کار دشواری است. عمده تفاوت با ما ایرانیها این‌ها هستند: 1. استفاده از توالت فرنگی ؛ 2. محلی برای ایستاده ادرار کردن"
نویسندگان این مطلب که در سراشیبی ایمان به کفر قرارگرفته‌اند پیشنهاد می‌کنند که "با توجه به این موارد، بهتر است سرویسها را تجهیز کنیم. مثلا اگر امکان ایستاده ادرار کردن فراهم نشود، آنگاه در توالتهای عادی این کار را انجام خواهند داد که توالتها را سریعتر کثیف می‌کند."
6. طرفداران حقوق بشر و آزادی‌های فردی معتقدند آنچه انسان‌ها در توالت انجام می‌دهند حیطه‌ی خصوصی است و به کسی (از جمله دولت یا حکومت) نیامده که در این مورد قاعده وضع کند. یکی از کامنت‌گذاران محترم در اینجا می‌نویسد: "وقتی دبستان بودم مسئولان مدرسه به بچه ها گفتن توی چاه توالتهای مدرسه دوربین فیلمبرداری کار گذاشتن تا ببینند کی ایستاده ادرار میکنه چون این کار خلاف شرع هستش. حالا فکرشو بکننین یه بچه هشت ساله که این حرف رو باور کرده با چه حالی میره دستشویی. توی این مملکت حریم خصوصی وجود نداره حتی توی توالت."
ضمناً معلوم می‌شود که به نوعی ارکان آموزش و پرورش هم به همین ماجرا مربوط است.
7. برادرانی که می خواهند برای همه‌ی امور شرعی دلایلی از علم بیاورند به موضوع جور دیگری نگاه می‌کنند. مثلاً این برادرمان می‌نویسد: "اسلام در 1400 سال پیش گفته است که باید نشسته ادرار کرد در حالی که پزشکی روز تازه فهمیده که اگر ایستاده ادرار کنیم قطرات ادرار درمثانه مانده و انسان سنگ مثانه می گیرد."
8. اما شما که حتماً باور نمی‌کنید امت شهیدپرور به توصیه‌های شرع انور، از جمله  همین نهی ایستاده ادرار کردن، وقعی بنهند. این وقع ننهادن، با توجه به اینکه ما مثل بلاد کفر آبریزگاه مردانه نداریم، تبعاتی دارد که نگاهی تیزبین آن را چنین توصیف می‌کند: "حکومت و مسئولان شهرداری ها ظاهرآ می خواهند ”امت” را مسلمان کنند، یک مرد مسلمان هم نباید ایستاده ادرار کند (بشاشد) پس محلی برای ادرار کردن ایستاده درست نکرده اند، اما از آنجا که ما ایرانیان فقط به ظاهرسازی دلخوش هستیم، وقتی وارد توالت می شویم و در را می بندیم دیگر ظاهرسازی را کنار می گذاریم، مردان در توالت عمومی با حالت ایستاده ادرار می کنند و مقداری از شاش آنها هم به اطراف سنگ توالت پخش می شود. کاری هم به این ندارند که دیگری که بعد از آنها وارد می شود باید چلپ چلپ در شاش آنها راه برود. بوی توالت های عمومی در ایران براستی که حال آدم را به هم می زند." 
9. برای جوانان فرنگ رفته موضوع گاهی قدری هیجان انگیز می شود. راستش را بخواهید خواندن این نکته که "مثلا اگه [یک پسربچه] بچه که بوده دعواش می کردن که سرپا می شاشیده فکر می کنه سرپا شاشیدن کار بدیه ولی وقتی می آد اینجا می بینه استادشم سرپا می شاشه فکر می کنه که کوله (باحاله) که سر پا بشاشه."
خیلی برای من کول بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 15:18  توسط اَهبر  | 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 22:27  توسط اَهبر  | 

 
چند روز پیش که داشتم تو اتوبان تهرون - کرج رارَندگی می نمودم، یِیهو چشمم به جمال یکدستگاه خودروی معظم پرایت روشن شد که فکر کنم رارَندَش قبلن رارَنده کامیونی، تریلیی، بنز 10 چرخی، 18 چرخی، 24 چرخی...26... چیزی بوده که احتمالاً در اثر یه حادثه ناگوار رانندگی n چرخی عزیزش رو از دست داده و مجبور شده پرایت سوار بشه...خلاصه که ظاهراً این آقا هنوز به عادات و احوالات ماشین بزرگا با این پرایت کوچولو رفتار می کنه و در این راستا چند جمله قصار هم به زبان آذری پشت ماشینش نوشته که بنده به سبب فقر زبان قادر به درک اون نبودم و همین جا از کلیه ی دوستان آذری زبان درخواست می کنم که ترجمه عبارات متبرکه رو در قالب کامنت برای ما فارسی زبانان بی زبان ارسال کنند، ضمناً عبارت سفید رنگی که در بالای شیشه عقب - سمت چپ حک شده و در عکس به طور واضح قابل رؤیت نیست مربوط به بیمه بدنه، سرنشین و شخص ثالث این خودرو می باشد که حتماً حدس زدید که چیه!؟
.
.
.
.
"بیمه ابوالفضل"


 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 9:43  توسط اَجّر  | 

 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 10:5  توسط اَجّر  |