تبليغاتX
یک وبلاگ کاملاً بی کلاس

یک وبلاگ کاملاً بی کلاس

اَجّرز

 

بزغاله و میمون

 

 

شنیدم باز هم گوهر فشاندی
که روشنفکر را بزغاله خواندی

ولی ایشان ز خویشانت نبودند
در این خط جمله را بیجا نشاندی

 

سخن گفتی ز عدل و داد و آن را
به نان و آب مجانی کشاندی

از این نَقلت که همچون نُقل تر بود
هیاهو شد، عجب توتی تکاندی

سخن هایت ز حکمت دفتری بود
چه کفترها از این دفتر پراندی

ولیکن پول نفت و سفره خلق
ز یادت رفت و زان پس لال ماندی

سخن از آسمان و ریسمان بود
دریغا حرفی از جنگل نراندی

چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
سلامی هم به میمون می رساندی

 

«سیمین بهبهانی»

 


تونل ماچ

 

یک روز احمدی نژاد و آقای کروبی و خانم گوهر الشریعه دستغیب داشتند برای افتتاح یک تونل جدید مترو می رفتند. اتفاقاً هدیه تهرانی هم به عنوان نماینده هنرمندان با آنها بود. در همین موقع قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک شد.

اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد.

گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش.

هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست مرا ببوسد، اما اشتباهاً گوهرالشریعه دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش.

احمدی نژاد داشت با خودش فکر می کرد: این حاج آقا کروبی هدیه تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من.

آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم، دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش احمدی نژاد.


این مطالب رو از سایت شخصی سید ابراهیم نبوی «دوم دام دات کام» کش رفتم.

بد نیست یه سری به این سایت بزنید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 20:43  توسط اَهبر  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 16:10  توسط اَهبر  | 

فقط اميدوارم بعداً پستونك هاشون رو با هم عوض نكرده باشن !!


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 13:52  توسط اَجّر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7:32  توسط اَجّر  | 

 

بعضي از آدم‌ها جلد زرکوب دارند بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازک.

بعضي از آدم‌ها با کاغذ کاهي چاپ مي‌شوند و بعضي با کاغذ خارجي.

بعضي از آدم‌ها ترجمه شده‌اند و بعضي از آدم‌ها تجديد چاپ مي‌شوند و بعضي فتوکپي آدم‌هاي ديگرند.

بعضي از آدم‌ها با حروف سياه چاپ مي‌شوند و بعضي از آدم‌ها صفحات رنگي دارند.

بعضي از آدم‌ها تيتر دارند و روي پيشاني بعضي از آدم‌ها نوشته اند :

"حق هرگونه استفاده محفوظ و ممنوع است"

بعضي از آدم‌ها قيمت روي جلد دارند، بعضي از آدم‌ها با چند درصد تخفيف بفروش مي رسند.

بعضي از آدم‌ها را بايد جلد گرفت، بعضي از آدم‌ها را مي شود توي جيب گذاشت.

بعضي از آدم‌ها نمايش‌نامه‌اند و در چند پرده نوشته مي‌شوند، بعضي از آدم‌ها فقط جدول و سرگرمي هستند و بعضي معلومات عمومي.

بعضي از آدم‌ها خط‌خوردگي دارند و بعضي غلط چاپي دارند.

از روي بعضي از آدم‌ها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدم‌ها بايد جريمه نوشت.

بعضي از آدم‌ها را بايد چند بار بخوانيم تا بفهميم و بعضي از آدم‌ها را بايد نخوانده دور انداخت...


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7:15  توسط اَجّر  | 

 

خوشحالم که یک مرد نیستم چون:

۱- مجبور نیستم هر روز صورتم را اصلاح کنم.
۲- در وسایل نقلیه و مکان های عمومی کسی از من توقع ندارد جایم را به یک خانم بدهم.
۳- هیچ یک از جنگ افروزان بزرگ دنیا همجنس من نبودند.
۴- من مظهر زادن و زندگی (زن) هستم نه مظهر مردن ومرگ(مرد)!
۵- مفتخرم که تا به حال هیچ کدام ازهمجنسانم به زور به کسی از جنس مخالفش تجاوز نکرده است.
۶-حق تقدم با من است.
۷- عشقم را بیهوده خرج نمی کنم. اسکاروایلد می گوید:" مردها می توانند چیزهای پست و بی ارزش را دوست بدارند اما زنان تنها چیزهایی را می توانند دوست بدارند که برایشان عزیز و قابل پرستش باشد."
۸- من موجودی پیچیده وجالب توجهم. اکتاویو پاز می گوید:" زن سرزمینی است بیگانه که مرد هیچ گاه جاده ای اصلی اش را یاد نمی گیرد."
۹- مردها هیچ پیچیدگی ندارند و همه ، جاده های اصلی آنها را بلدند: جاده شکم و جاده زیر شکم!
۱۰- به قول"وارن فارل"، من اگر نخواهم ازدواج کنم اسمش را می گذارند"عشق به استقلال اجتماعی"، اما وقتی یک مرد از ازدواج سرباز می زند، اسمش می شود"ترس ازمسوولیت اجتماعی"!
۱۱- با ازدواج دنیا برای من به پایان نمی رسد!
۱۲- در خیابان با دیدن بعضی از افراد جنس مخالف، راه رفتن برایم سخت نمی شود!
۱۳- اسامی مثبت و خوب، مثل خورشید خانم همجنس منند و اسامی منفی و بد مثل آقا گرگه همجنس مرد!
۱۴- به قول تولستوی من در هنگام گرفتاری به گریه متوسل می شوم اما مرد به دروغ. گریه وسیله موجه تری است!
۱۵-  حسادت هایم را می پذیرم و آنها را با عنوان"غیرت" توجیه نمی کنم.
۱۶- همسرم در دوهنگام نمی تواند مرا بشناسد: قبل از ازدواج و بعد از ازدواج!
۱۷- با وجود ادعای زور بازو و قوای جسمانی بیشتر، وقتی دستم را می برم طوری رفتار نمی کنم که انگار زخم شمشیر خورده ام. با یک سرماخوردگی ساده خودم را سه روز تمام بستری نمی کنم و از اطرافیانم توقع ندارم همه به خدمت من درآیند.
۱۸- فرانک اکانر می گوید:"هیچ مردی در مقابل زیبایی های زن(من!)، آنتی فمینیست نیست!"
... تغییر دادن مواضع مرد به همین سادگی است!
۱۹- ... یک مرد است!(در جای خالی می توانید اسم غیرقابل تحمل ترین مردی را که این روزها می شناسیم بگذارید!)
۲۰- ... وبالاخره خوشحالم که یک زن هستم وگرنه مجبور بودم با یک زن ازدواج کنم!! 

 

***

مسروقه از وبلاگ: یادداشت های یک دختر ترشیده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 21:16  توسط اَهبر  | 

 

چرا دوچرخه خریدن از زن گرفتن بهتره؟ (16+)

 

1.دوچرخه ها حامله نمیشن!

2.شما هر موقع از ماه می تونین با دوچرخه تون سواری کنین!

3.دوچرخه ها پدر و مادر ندارن!

4.دوچرخه ها نمی نالند، مگه اینکه واقعاً یه مشکلی وجود داشته باشه!

5.شما می تونین دوچرخه تون رو با دوستاتون شریک بشین!

6.دوچرخه ها اهمیت نمیدن که شما سوار چند تا دوچرخهء دیگه شدین!

7.موقع سواری، شما و دوچرخه تون می تونین هر دو در یک زمان به پایان کار برسین!

8.دوچرخه ها اهمیت نمیدن که شما به دوچرخه های دیگه زل بزنین!

9.شما هیچوقت نمی شنوین که:«مژده! شما دارین صاحب یه دوچرخهء کوچیک میشین!»

10.اگه دوچرخه تون مشکلی برای سواری پیدا کنه می تونین تعمیرش کنین!
11.دوچرخه ها اهمیت نمیدن که شما مجلهء دوچرخه بخرین!
12.اگه دوچرخه تون شل باشه می تونین سفتش کنین!
13.اگه دوچرخه تون ردیف نباشه مجبور نیستین با بحث و گفتگو سیاست به خرج بدین!
14.شما به کسی که روی دوچرخه تون کار می کنه احساس حسادت نمی کنین!
15.اگه حرف بدی به دوچرخه تون بزنین مجبور نیستین برای سواری بعدی کلی عذرخواهی کنین!
16.شما تا هر موقعی که دلتون می خواد می تونین روی دوچرخه تون سواری کنین، بدون اینکه جراحتی برداره!

17.شما می تونین هر موقعی که می خواین سواری رو متوقف کنین، بدون اینکه دوچرخه تون دیوونه بشه!
18.اگه سوارکار خوبی نباشین دوچرخه ها بهتون توهین نمی کنن!

19.دوچرخهء شما نمی خواد با بقیهء دوچرخه ها بره بیرون!

20.دوچرخه ها اهمیتی نمیدن اگه شما دیر به پایان برسین!

21.شما مجبور نیستین قبل و بعد از سواری برین حمام!
22.اگه دوچرخه تون قشنگ به نظر نمی رسه می تونین رنگش کنین یا قطعاتش رو عوض کنین!
23.شما می تونین اولین باری که دوچرخه رو می بینین باهاش سواری کنین، بدون اینکه مجبور باشین برای شام ببرینش بیرون یا ببرینش سینما یا...!
24.تنها وسیلهء محافظتی که موقع سواری با دوچرخه مجبورین بپوشین، یه کلاهه!
25.توی مهمونی ها راحت می تونین تعریف کنین که چه سواری خوبی با دوچرخه تون داشتین!!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 23:2  توسط اَهبر  | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 20:12  توسط اَهبر  | 

مردي که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به ياد آورد قرار مهمّي دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردي که روي زمين بود پرسيد:

"ببخشيد آقا ؛ من قرار مهمّي دارم ، ممکنه به من بگوييد کجا هستم تا ببينم   به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟"

مرد روي زمين : "بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متري در طول جغرافيايي "۱٨'۲۴ﹾ۸۷ و عرض جغرافيايي "۴۱'۲۱ﹾ۳۷ هستيد."

مرد بالن سوار : " شما بايد مهندس باشيد."

مرد روي زمين : "بله، از کجا فهميديد؟؟"

مرد بالن سوار : " چون اطلاعاتي که شما به من داديد اگر چه کاملا ً دقيق بود به درد من نمي خورد و من هنوز نمي دانم کجا هستم و به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟"

مرد روي زمين : " شما بايد مدير باشيد. "

مرد بالن سوار : " بله، از کجا فهميديد؟؟؟"

مرد روي زمين : " چون شما نمي دانيد کجا هستيد و به کجا ميخواهيد برويد. قولي داده ايد و نمي دانيد چگونه به آن عمل کنيد و انتظار داريد مسئوليت آن را ديگران بپذيرند.

 واقعيت اين است که شما هنوز در موقعيت قبلي  هستيد ؛ هر چند ممکن است من در بيان موقعيت شما چند ميليمتر خطا داشته باشم!"
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 7:22  توسط اَجّر  | 

بنظر مي آد اين بچه 9 ماه بعد از آخرين سفر رضا زاده به ژاپن به دنيا اومده



اسم اين كوچولو، ببخشيد اين بُزرگو "تاباچي كوِ" كه ترجمه فارسيش همون ابولفضل خودمون


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:36  توسط اَجّر  | 

 

قطعه‌ای از شاهكار ادبی یک ترک:

 

 

شب بود و خورشید به روشنی می‌درخشید،

 

پیرمردی جوان،

 

یكه و تنها با خانواده‌اش،

 

در سكوت گوشخراش خیابان،

 

قدم‌زنان ایستاده بود!!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 23:20  توسط اَهبر  | 

عكسهاي كمتر ديده شده از سربازان آمريكايي در عراق.
 آدمهاي خوب همه جا خوب و آدمهاي بد همه جا بد خواهند بود.
اين عكسها تائيدي بر صحيح بودن جنگ نيست.






ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 9:48  توسط اَجّر  | 

درد عشقي كشيده ام كه مپرس.....هاااااي

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 9:24  توسط اَجّر  | 

عمامه بَرون...

عمامه پارتي...

نصب عمامه...

نصب عمامه

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 9:18  توسط اَجّر  | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 17:30  توسط اَهبر  | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:54  توسط اَهبر  | 

 

40 clues to recognize you are an "IROONI"

       

  1- If you are a car salesman and at the same time, a singer.

  2- If you talk behind your wife with your mother.

  3- If you dress up to go to grocery store.

  4- If you go to concert, but you never see the singer and stay in the hallways with your drink and check out girls.

  5- If you never wear your wedding ring.

  6- If you smoke 5 packs a day and tell everyone you don't smoke.

  7- If you pronounce " Sure ", SHOOR.

  8- If your favorite drink is Vodka.

  9- If you are about 35 and have no hair on your head.

10- If you watch Iranian program on TV, but always nag for bad programming.

11- If you are good in playing backgammon and chess but can't do your taxes.

12- If you call gas station, Ga z Estation.

13- If you ask someone to marry and they want to know if you own a house and car.

14- If you divorce your wife but still don't let her date anyone else.

15- If you used to be a brain surgeon in Iran but now you work in a chelokababy.

16- If you carry 3 pagers and 2 cellular phone and no one ever calls you.

17- If you claim your dad was a very good friend of SHAH.

18- If you don't own a house and have no job but still can afford a BMW.

19- If you have to shave more than once a day.

20- If you were a 4 star general in Iran and now drive a cab in Washington D.C.

21- If your in-laws come to visit and they never leave.

22- When they ask, "where are you from?" you reply, Italy!!, yet have a "tasbeeh" in your hands.

23- Have Spaghetti with yoghourt using spoon and fight over its Tahdeeg.

24- Have an "Aaftaabeh in your Toilet" and if not...

25- water in a milk bottle will do just as good.

26- Invite friends over for dinner and buy Pizza, yet cook some extra rice... just in case!.

27- Believe no-one else can make Kabaab Better than us.

28- Watch Rugby Test Matches, yet play only soccer over the weekends.

29- Being addicted (so much) to "Tea " that you drink it in a big coffee mug.

30- Have dogs but don't let them come inside the house.

31- Beat the hell out of them (dogs) when they come in, then suddenly remember they are " Najess " and go and wash out your hands 7 times with soap and say, "Pedar Sag Aslan Aadam nemeesheh!!! !

32- Complain about everybody's accent, but your self's  

33- If you wear a luxury ROLEX watch and you are always LATE at appointments, meetings and dates.

34- If you have been living in "Kharej" for 25 years and people still call you "Sarhang".

35- If you eat McDonald with "Somagh" and your son eats "Chelo-Kebab" with Ketch-up.

36- If you have been living 25 years in CANADA, yet not bought a house, because you still think: "Hanooz maloom nist inja bemoonim ya na"

37- If you have bought shares of YAHOO company because you want to show you are "Darvish-maslak" . (Ya, Hoo!)

38- If you run a business and wish Iranian come to you, but at the same time strongly believe that "Ba Irooni moameleh nemikonam chon hamashon kolah-bardar va sharlatanan va mikhan sare adam kolah bezaran"

39- If you talk about a 25-30 years old car and still say "Kehili tamiz - Fanni saalem"

40- If you finish this Email and think "That was right, All Iranian are like this. and repeat to yourself: "Shokre khoda man yeki injori nistam"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 0:4  توسط اَهبر  | 

 

بعضی عشق ها مثل حضرت نوح اند:

فقط از ترس طوفان میان طرف تو

 

بعضی عشق ها مثل حضرت آدم اند:

تنها خاصیتشون اینه که اولینند

 

بعضی عشق ها مثل حضرت ابراهیم اند:

باید توشون همه چیتو قربانی کنی

 

بعضی عشق ها مثل حضرت مسیح اند:

آخرش آدم رو به صلیب می کشند

 

بعضی عشق ها مثل حضرت موسی اند:

یه خورده که دور بشی جات رو یه گوساله پر می کنه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 22:38  توسط اَهبر  | 

 

اگه شما یک مرد هستید، برای اینکه بتونید یک زن رو خوشحال کنید، تنها باید:

 

1- یک دوست باشید
2- یک همدم باشید
3- یک عاشق باشید
4- یک برادر باشید
5- یک پدر باشید
6- یک استاد باشید
7- یک آشپز باشید
8- یک برق کار باشید
9- یک نجار باشید
10- یک لوله کش باشید
11- یک مکانیک باشید
12- یک دکوراتور باشید
13- یک متخصص مد باشید
14- یک روانشناس باشید
15- یک حشره کش باشید
16- یک التیام بخش باشید
17- یک شنونده خوب باشید
18- خیلی تمیز باشید
19- دلسوز باشید
۲۰- ورزشکار باشید
۲۱- صمیمی باشید
۲۲- شجاع باشید
2۳- خلاق باشید
2۴- با ملاحظه باشید
2۵- محتاط باشید
2۶- بلند همت باشید

۲۷- مستعد باشید
2۸- با جرات باشید
2۹- مصمم باشید
۳۰- راستگو باشید
۳۱- مورد اعتماد باشید
3۲- احساساتی باشید

 

بدون اینکه فراموش کنید که:
3۳- ازش به بطور مرتب تعریف کنید
3۴- عاشق خرید باشید
3۵- درستکار باشید
3۶- پولدار باشید
3۷- بهش استرس وارد نکنید
3۸- به دخترهای دیگه نگاه نکنید

 

و در همون لحظه باید:
3۹- کلی بهش توجه کنید، ولی به خودتون نه
۴۰- بهش زمان زیادی بدید، مخصوصاً برای خودش
۴۱- بهش فضای زیادی بدید، بدون اینکه نگران باشید که کجا میره

 

و این خیلی مهم که:
4۲- هیچ وقت فراموش نکنید:
     * تولدش
     * سالگرد ازدواج
     * قول و قرارهایی که اون میزاره

 

ولی اگه شما یک زن هستید، برای اینکه یک مرد رو خوشحال کنید، باید:

 

فقط راحتش بزارید!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 1:5  توسط اَهبر  | 

 

ضد افسردگی - ارزان!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 0:3  توسط اَهبر  | 

سلام
من اَجر هستم. من و اَهبر دوستاي صميمي و قديم هستيم
ولي الان تنها نقطه مشتركمون اينه كه هر هفته چشمامون رو با وايتكس يك استخر ضدعفوني مي كنيم. اين اَهبر قبلنا اينجوري نبود يه وبلاگ خيلي خيلي باكلاس داشت كه كلي شعر و موسيقي توش در مي كرد. اما نمي دونم چرا هر وقت من براش كامنت مي گذاشتم يا خودش هوايي مي شد و يك مطلب غير موسيقيائي آپلود مي كرد مشترياي پرتوقعش ازش ناراضي مي شدن.....
براي حفظ مشتري مداري يا همون Customer Satisfaction در وبلاگ با كلاس اَهبر ماتصميم گرفتيم كه يه وبلاگ بي كلاسي براي خدمات رساني به مشتريان غير موسيقيائي و بي كلاسي مثل خودمون تأسيس كنيم.
يه وقت فكر نكنيد كه ما آدمهاي علاف و بيكار و بدون هدف و بي برنامه ائي هستيماااااااااااااااا؟
اما فكر كرديم با كلاس ترين آدمها هم بعضي موقع ها دوست دارن  يواشكي و درمواقع تنهايي يه سري به وبلاگهاي بي كلاس يا وبلاگهاي ......... بزنن
 به هر حال شما از هر دسته از آدمها كه باشين بطور هميشگي يا در مواقع تنهائي مشتري ما خواهيد بود.
ميگين نه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 18:55  توسط اَجّر  | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 22:18  توسط اَهبر  | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 22:15  توسط اَهبر  | 

 

قوری ز قلم، قلم ز قوری

تو عشق منی، گوگوری مگوری!

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 22:8  توسط اَهبر  | 

 

ای اجّرِ آزاده!

آماده ایم، آماده!

 این تصویر یکی از نویسنده ها:

 اَجّر

 

این هم تصویر نویسنده ی دوم:

 اَهبَر

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 21:17  توسط اَجّر  |